فیودور داستایوسکی در نامه ای به تاریخ 22 دسامبر 1849 به برادرش می نویسد: "زندگی در خود ماست و در خارج نیست." برای داشتن یک انسان در میان انسان ها ، و برای همیشه یکی باقی بماند ، مهم نیست که چه بدبختی هایی رخ دهد ، نه افسرده می شوند ، و متزلزل نمی شوند - زندگی همان چیزی است که در اینجا وظیفه آن است. " (برادران کارامازوف ، ترجمه Pevear و Volokhonsky ، xii)
این قسمت بلافاصله پس از تجربه داغ وارده توسط داستایوفسكی نوشته شد كه تزار نیكولاس اول برای چند زندانی محكوم به اعدام به دلیل حمایت از ابراز عقاید آزاد در دولت روسیه دستور داد - اعدام ساختگی در میدان سمیونوفسكی ، اجرای صحنه ای بسیار وحشتناك و واقعی جنون را در یکی از زندانیان همکار نویسنده ایجاد کرد. (برادران کارامازوف ، ترجمه گارنت ، x) این نقل قول شاهدی بر قدرت شخصیت داستایوسکی است. او یک زندگی دشوار خواهد بود - در فقر شدید زندگی می کند ، او با ناامیدی تماشا می کند که بسیاری از افراد نزدیک به او در اثر بیماری فقرا جان خود را از دست می دهند. این همچنین نقص قابل توجه مشترک برخی از شخصیت ها و قهرمانان غم انگیز او را به نمایش می گذارد - از طریق ناامیدی ، و ضعف قبل از سنگین شدن بدبختی ، آنها دچار تزلزل می شوند ، و اعمال وحشیانه ای انجام می دهند که باعث می شود آنها در متن بشریت ناتوان باشند. این مسئله هم در مورد باکلوشکین و شیشکوف از خانه مردگان و هم در مورد راسکولنیکف در فیلم جنایت و مجازات وجود دارد.
با این حال ، واقعیت های دشوار زندگی داستایوسکی ، احتمالاً پیدایش بیشتر ، اگر نه همه کارهای او باشد. وی در 30 اکتبر 1821 در مسکو متولد شد و در بسیاری از دوران کودکی خود با فاصله از مادر ضعیف و پدر مقتدر زندگی کرد. (هینگلی ، 20) در این سالهای شکل گیری ، او رابطه نزدیکی با برادر بزرگتر خود میخائیل برقرار کرد. آنها ساعتهای زیادی را به خواندن پوشکین با نور کم شمع در خانه راحت حومه خانواده خود می پرداختند. با این حال ، هنگامی که آنها نوجوان بودند ، فیودور و میخائیل در مدارس شبانه روزی جداگانه ثبت نام شدند ، فیودور در یک مدرسه مهندسی در سن پترزبورگ تحصیل کرد. ممکن است که مواجه شدن با برنامه دقیق دانشکده مهندسی (که به عنوان استخدامی برای بوروکراسی روسیه عمل می کرد) به داستایفسکی اطمینان دهد که سرنوشت او کلمه نوشته شده است. حتی در حالی که مشغول تحصیل در تجارت دولت بود ، مهارت های خود را در زمینه نویسندگی افزایش می داد و پیش نویس اولین رمان وی را می نامید: "مردم فقیر". در سال 1846 ، برای پاسخ انتقادی گرم منتشر شد. داستایوسکی که چیزی از یک شخصیت ادبی در سن بیست و پنج سالگی بود ، شروع به شرکت در گروه بحث و گفتگو کرد که منجر به زندانی شدن وی می شود و در نهایت اعدام مسخره ای که باعث می شود نامه فوق را به برادرش بنویسد.
حکم وی به چهار سال زندان و چهار سال خدمت سربازی تبدیل شد. تجارب زندان او و همچنین زندگی پس از زندان در میان فقرای شهری روسیه ، زمینه ای بارز برای کارهای بعدی او فراهم می کند. وی که در سال 1858 از زندان و خدمت آزاد شد ، دوره چهارده ساله نوشتن خشمگین را آغاز کرد ، که در آن متنهای قابل توجهی را منتشر کرد. از این جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: خانه مردگان (1862) ، یادداشت هایی از زیر زمین (1864) ، جنایت و مجازات (1866) ، سفیه (1868) و شیاطین (1871).
در این دوره ، زندگی داستایوسکی بسیار آشفته بود ، زیرا او هم همسر اول خود و هم برادرش را از دست داد. در 15 فوریه 1867 ، او با آننو گریگورنا اسنیتکینا ، نویسنده استنوگراف خود ازدواج کرد که تا زمان مرگش در سال 1881 امور وی را اداره می کرد. دو ماه قبل از مرگ ، داستایوسکی پایان نامه برادران کارامازوف (1880) را به پایان رساند ، که به صورت سریال در پیام رسان روسی. مراسم تشییع جنازه وی هزاران شهروند را به خود جلب کرد ، زیرا روسیه در سوگ مرگ یک قهرمان برجسته ادبیات سوگوار بود.
یادداشت و کتابشناسی: من تاریخ انتشار رمان ها و برخی اطلاعات بیوگرافی را از صفحه اصلی داستایوسکی جمع کردم
با زندگی هنرمند مورد علاقت آشنایی پیدا کن!...ما را در سایت با زندگی هنرمند مورد علاقت آشنایی پیدا کن! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: zendegihonarmandan
بازدید: 232