زندگینامه ژان پل سارتر| بخش دوم

خرید بک لینک

فعالیتهای سیاسی
پس از جنگ جهانی دوم ، سارتر به جنبش های سیاسی فرانسه علاقه جدی نشان داد و گرایش های وی به سمت چپ بارزتر شد. او یک ستایشگر صریح اتحاد جماهیر شوروی شد ، اگرچه به عضوی از حزب کمونیست تبدیل نشد. در سال 1954 از اتحاد جماهیر شوروی ، اسکاندیناوی ، آفریقا ، ایالات متحده و کوبا بازدید کرد. با ورود تانکهای شوروی به بوداپست در سال 1956 ، امیدهای سارتر برای کمونیسم متأسفانه از بین رفت. وی در Les Temps Modees مقاله ای طولانی به نام "Le Fantôme de Staline" نوشت که هم مداخله شوروی و هم تسلیم حزب کمونیست فرانسه در برابر دستورات مسکو را محکوم کرد. با گذشت سالها ، این نگرش انتقادی راه را برای شکلی از "سوسیالیسم سارتری" گشود که می تواند در یک کار مهم جدید ، Critique de la raison dialectique (1960 ، ترجمه انگلیسی ، ترجمه فقط انگلیسی) ، تحت عنوان مسئله روش ؛ عنوان آمریكا ، جستجوی روش). سارتر تصمیم گرفت تا به بررسی انتقادی دیالکتیک مارکسیستی بپردازد و کشف کرد که به شکل شوروی قابل زیست نیست. اگرچه او هنوز هم معتقد بود كه ماركسيسم تنها فلسفه موجود در زمان فعلي است ، اما اذعان كرد كه اين فلسفه استخواني شده است و به جاي اينكه خود را با موقعيت هاي خاص تطبيق دهد ، ويژه را مجبور به سازگاري با يك جهان از پيش تعيين شده مي كند. اصول اساسی و اساسی آن هرچه باشد ، مارکسیسم باید یاد بگیرد که شرایط ملموس وجودی را که از یک مجموعه در جامعه دیگر متفاوت است ، تشخیص دهد و به آزادی فردی انسان احترام بگذارد. این نقد ، که تا حدودی با ساخت و ساز ضعیف همراه است ، در واقع یک کتاب تأثیرگذار و زیبا است و بیش از آنچه تاکنون به دست آورده است ، شایسته توجه است. جلد دوم پیش بینی شده رها شد. در عوض ، سارتر برای چاپ Les Mots آماده شد ، که به خاطر آن جایزه نوبل ادبیات 1964 را دریافت کرد ، پیشنهادی که رد شد.
سالهای گذشته
از سال 1960 تا 1971 بیشترین توجه سارتر به نوشتن یک مطالعه چهار جلدی به نام فلوبر بود. دو جلد با مجموعاً 2130 صفحه در بهار 1971 منتشر شد. این فعالیت عظیم با هدف ارائه "بیوگرافی كامل" از گوستاو فلوبر ، رمان نویس مشهور فرانسوی ، با استفاده از ابزاری مضاعف به خواننده ارائه شد: مفهوم تاریخ و طبقه کارل مارکس و از سوی دیگر ، روشنایی سیگموند فروید از حفره های تاریک روح انسان از طریق کاوش در روابط کودکی و خانوادگی وی. اگرچه در بعضی مواقع نبوغ سارتر از بین می رود و قدرت اقتصادی او واقعاً باورنکردنی است ، اما حجم گسترده کار و تحلیل دقیق جزئیات حتی کوچکترین حکم فلوبرتی مانع لذت کامل می شود. گویی که خود از اشباع فراوان نوشته هایش اشباع شده است ، سارتر در سال 1971 از میز کار خود دور شد و نوشتن بسیار کمی انجام داد. با این شعار که "تعهد یک عمل است ، نه یک کلمه" ، سارتر غالباً برای شرکت در شورش ، فروش ادبیات چپ و سایر فعالیتهایی که از نظر وی راهی برای تبلیغ " انقلاب " به اندازه کافی متناقض ، همین سوسیالیست رادیکال در سال 1972 جلد سوم اثر فلوبر ، L'Idiot de la famille را منتشر کرد ، کتاب دیگری با چنین تراکم که فقط روشنفکر بورژوازی می تواند آن را بخواند.

با این کار بهره وری عظیم سارتر به پایان رسید. ذهن او که هنوز هوشیار و فعال است ، در مصاحبه ها و نوشتن فیلم نامه های فیلم های متحرک به ذهن می رسد. او همچنین روی یک کتاب اخلاق کار کرد. با این حال ، او دیگر قدرت یک نابغه در بهره وری کامل نبود. سارتر نابینا شد و سلامتی او رو به وخامت گذاشت. در آوریل 1980 بر اثر تومور ریه درگذشت. مراسم خاکسپاری بسیار چشمگیر وی ، با حضور حدود 25000 نفر ، یادآور تشییع جنازه ویکتور هوگو بود ، اما بدون شناخت رسمی که سلف برجسته وی از آن دریافت کرده بود. کسانی که آنجا بودند مردم عادی بودند ، کسانی که قلم او همیشه از حقوق آنها دفاع کرده بود.

با زندگی هنرمند مورد علاقت آشنایی پیدا کن!...

ما را در سایت با زندگی هنرمند مورد علاقت آشنایی پیدا کن! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: zendegihonarmandan بازدید: 180 تاريخ: 8 مهر 1399 ساعت: 15:0

صفحه بندی